|
من!! مردی که هیچ گناه بزرگی مرتکب نشدم.. و در آخر.. به خاطر گناهان کوچک به دار آویختندم... □ □ □ زیر همین آسمون.. توی همین شهر.. چند تا کوچه بالاتر.. "ماه من" داره عروس میشه.. نمیدونم الان چه حالی دارم.. برزخ وار به درد آغشته ام.. نمیدونم.. اصلا نمیتونم روی این حس متلاطم که بغضم رو به تلنگری شکوند اسمی بذارم.. گل من.. گـلی که سالهای سال توی تک تک سلولهای بدنم رسوخ کرد و تا انتهای باور من نفوذ کرد داره عروس میشه.. ماه تمام من.. کی گفته من ناراحتم؟؟ کی گفته من خوشحالم؟؟ من؟؟ آره.. امونم رو بریده اند این اشکها.. من؟؟ دارم به اون ترانه ای که دوست داشتیم گوش میدم و نامــه های عاشقانه ام رو مرور میکنم.. با همیشه موندن وقتی که هیچی موندنی نیست اوج هر صدای عاشــــــــقه که شکستنی نیست با صِـــدام میام همــــــه جا تــــــــو رو مینویسم روی آیــــنه٬ گریه هام ٬گونــــه های خیســــــم.. چه سالهایی بر من گذشت.. چه شبها.. چه انتظارها..چه زجه ها..چه ترانه ها.. چه نگاه ها.. چه تحقیرها.. چه دست نوشته ها.. چه اندک شادیها.. چه بسیار اشکها.. مهم نیست.. تو شاد باش ای الههٔ ناز من..ای گل جاودانهٔ من.. با وجود این اشکهای بی آبرو و از اخترک تنهایی هام بهت تبرک می گم ؛ " گل من ؛ باغچهٔ نو مبارک...... " □ □ □ و باز هم: Nothing Else Matters
|
|
+به خاک سپرده شده در
شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 3:34 توسط محسن شیرالی |
|
|
قبرستان ایــمیل آرشیو ** پروفایل مدیر وبلاگ ** |