|
به شدت می ترسم نکند آسیبی برسانم به او به خودم خدایا....
|
|
+به خاک سپرده شده در
پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 0:19 توسط محسن شیرالی |
|
|
همیشه به این موضوع فکر می کردم که مردمانی که هم عصر سعدی و مولانا بوده اند ، چگونه با آن بزرگمردان برخورد می کردند... چه احساسی داشتند از درک مردانی که می دانستند تاریخ نام آنها را با احترام خواهد برد.. سوال سختی بود... این روزها با تمام وجود جوابم را گرفته ام... من هم اکنون هم عصر مردی هستم که نامش می لرزاند حافظهء این تقویم های فراموش کار را... سالهاست که تنها تصویری که از دیوارهای لخت اتاقم آویزان کرده ام تصویر شما ست... سالهاست که تنهایی هایم را هر ازگاهی با چهارگاه شما ، متبرک می کنم به اشک..... سالهاست که برای من مثل تندیس مردان اساطیر ، پر ابهت و ارزشمند هستید... اما این روزها حس من به شما چیزی فراتر از علاقه است! از امروز به بعد ، در هر زمان و در هر مکانی که باشم ، با شنیدن صدای شما به نشانهء احترام برخواهم خواست و شادمان خواهم بود که صدای مولانا را می نوشم.. که درد سعدی را می شنوم...
صدای شما صدای بغض این مرز و بوم است استاد محمد رضا شجریان...... ○ ○ ○
تصنیف " زبان آتش " دستگاه : شور آهنگساز و آواز : استاد محمدرضا شجریان شعر : زنده یاد فریدون مشیری تنظیم : مجید درخشانی
تفنگت را زمين بگذار
زبان آتش و آهن
برادر! گر كه مي خواني مرا، بنشين برادروار
تو از آيين انساني چه مي داني؟
گرفتم در همه احوال حق گويي و حق جويي
اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار تفنگت را زمین بگذار ○ ○ ○
پ ن 1 : آلبوم رندان مست استاد این روزها به شکل خیره کننده ای می فروشد.... پ ن 2 : "زبان آتش" را از اینجا دانلود کنید. |
|
+به خاک سپرده شده در
شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 9:43 توسط محسن شیرالی |
|
|
قبرستان ایــمیل آرشیو ** پروفایل مدیر وبلاگ ** |