|
"تــقدیم به اولــین کرمی که بعد از مـرگ بر کالبدم خواهد افتاد....."
|
زن فریاد می زد :
او بیمار است
آزادش کنید
- مادر!!
داستان حضرت زینب
قرن چندم بود؟
○ ○ ○
پیشانی بند سبز
چند لکه ء خون بر آن!
در جنگلی
چند شقایق روییده...
○ ○ ○
درختاندر انتظار پاییز اند...
گویا از سبز بودنشان
واهمه دارند...
○ ○ ○
موذن
اذان نمی گوید
از آن شب که دید
به جرم تکبیر
سیلی خورد
کودک همسایه....
○ ○ ○
دیگر هیچ کس نگفت "رای من کو"...
وقتی کسی با ناله پرسید :
"دوست من کو؟"
○ ○ ○
پ ن : پنهانی می گریم ، برای تمام شماهایی که نامتان را نمی دانم ، اما برای من می جنگید....
پ ن : آلبوم جدید استاد محمد رضا شجریان با نام رندان مست به بازار آمد. شخصا برای حمایت از وی و به امید اینکه این آلبوم پرفروش ترین آلبوم موسیقی ما شود ، چند نسخه از آن را حتما خریداری خواهم کرد. این کوچکترین کاریست که می توانم برای این بزرگمرد متعهد انجام دهم. پیشنهاد می کنم این ایده بنده را در وبلاگهاتان قرار دهید...
درود به حنجره ای که تنها برای مردمش می خواند و از مردمش.....

چشمانم درد می کنند
سایه ام سرگیجه دارد
پاهایم برای هم حرف در می آورند
و دستهایم
از به یاد آوردن دستانت
همچنان می سوزند....
پیرامون ِ من سرشار از مردمانیست
که از من هیچ ندارند ، جز سوال
و هیچ نمی خواهند ، جز جواب
و من
چشمانم را ( که درد می کنند) به سوی ِ آنها بر نمی گردانم ;
زانوهایم را بغل می کنم
و سعی می کنم به یاد بیاورم
آن روز که تو بغض کردی
چند شنبه بود....!

پ ن ۱ : به تو حسودی ام میشود! کسانی که اینجا می آیند ، به خاطر من نمی آیند! به خاطر گاهنوشت هاییست که
برای "تو" نوشته ام....
تو همیشه برنده بودی ، بانو...