|
"تــقدیم به اولــین کرمی که بعد از مـرگ بر کالبدم خواهد افتاد....."
|
فاحشه های شهر مرا دوست دارند...
من تنها مرد این شهرم
که هربار آنها را به خانه ام میخوانم
به جای فریاد لذت ، تنها می گریم........ و می گریم.....
تا آنها با سرانگشتان نازکشان
اشک هایم را پاک کنند
و موهای خرمایی ام را از روی پیشانی ام کنار بزنند
و آن حس لطیف
باز
مرا تسخیر کند....
فاحشه های شهر مرا دوست دارند...
○ ○ ○
پ ن 1 : شدیدا کم حرف شده ام.. هیچیم نیست! نه.... انگار یه چیزیم شده... هرجا میرم نشونه های تو رو می بینم.. انگار یه نفر دستاشو دور گردنم حلقه زده و همینکه به آســـــــــــتانهء خفگی میرسم به اندازه چند نفس رهام می کنه ولی دوباره.... بانو! دلتنگی رهام نمی کنه....
پ ن 2: اولین دوست وبلاگیم رو گم کردم.... مهزاد!.. خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر کنی نگرانتم...
پ ن 3: سکوت می کنم....
پ ن 4: لینک من در Facebook : اینجا کلیک کنید.