|
سیزده سال پیش بود... من سیزده ساله بودم و متحیر از چگونگی چینش کلمات.... و تو مرا به ژرف ترین واژه ها سوق دادی.... با صدای خسته ات و کلام علو... برای همیشه دوشنبه ها و پنج شنبه ها میعادی تازه خواهم داشت با "خواب یک ستاره"... راستی! هرکس آمد میگویم نیستی... می گویم رفته ای شمال... تو به جنوب بیاندیش .... ..... و به عطر ریواس و ترانه... کلامم رقت بار شد... ببخش... از نو مینویسم.. سلام خسرو... حال همهء ما خوب است.. اما تو باور نکن....
|
|
+به خاک سپرده شده در
جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 0:0 توسط محسن شیرالی |
|
|
قبرستان ایــمیل آرشیو ** پروفایل مدیر وبلاگ ** |