|
"تــقدیم به اولــین کرمی که بعد از مـرگ بر کالبدم خواهد افتاد....."
|
سیزده سال پیش بود...
من سیزده ساله بودم و متحیر از چگونگی چینش کلمات....
و تو مرا به ژرف ترین واژه ها سوق دادی.... با صدای خسته ات و کلام علو...
برای همیشه دوشنبه ها و پنج شنبه ها میعادی تازه خواهم داشت با "خواب یک ستاره"...
راستی!
هرکس آمد میگویم نیستی...
می گویم رفته ای شمال... تو به جنوب بیاندیش ....
..... و به عطر ریواس و ترانه...
کلامم رقت بار شد... ببخش... از نو مینویسم..
سلام خسرو...
حال همهء ما خوب است..
اما تو باور نکن....
