|
"تــقدیم به اولــین کرمی که بعد از مـرگ بر کالبدم خواهد افتاد....."
|
شما را به خدا بفهمید چه میگویم:
از این جهنمی که برایم ساخته اند خسته ام! از سوختن بیزارم..
از این طی طریق کج دار و مریض ٬ ملولم!
رگهای آبی دستانم تیغ را طلب میکنند..
یا آنقدر بزرگم که به جهان نمیگنجم و یا آنقدر کوچــــــــــکم که گنجایشم از جهان کمتر است!
مهم نیست!
مهم نیست!
کودکی که نام محسن بر او نهادند و بزرگ شد و تابوت شد و ... جایی زیر صفر نفس میکشد!
درد من نام ندارد!
درد من مثل خودم گمنام است..
درد من مثل خودم گمنام است..
○ ○ ○
خوب میدانم اگر بدترین شاعر دنیا نباشم
لا اقل بهترینشان که هستم!
همینکه مادرم میگوید دیوانه شدم شروع خوبیست..
دیوانگی انتهای شاعریست..
..
گاهی می اندیشم دلیل بی بدیل بودنم از چیست؟
انگشتان بی حیای من جز ابر کدام تن عریان را به لبهایم اشــاره کردند؟
چرا همیشه در پس و پیش این سایه ( که هم نام من است! ) هیچ دستی
برای سلام کردن و یا حتی تفـــــــــــالی بی نیت از جیبی بیرون نمی آید؟
"آیا من از سر اتفاق زنده ام هنوز؟"
○ ○ ○
طفره میروم..
سیاه میشوم.... پاکت سیگارم را از جیب پیراهنم در می آورم و همان جمله ها را تکرار میکنم :
من کسی را نکشتم..
.
.
.
این روزها محکومم به کشتن مردی که میگویند هم نام من بود..
○ ○ ○
پ ن ١ : دوساله شد این تابوت هزار ساله! دست نوشته های این کلبه که نامش برای جماعت بی ذوق
منحوس است برای من محسوس ترین خاطره ایست که میماند..
مفتخرند نوشته هایم به درد شاهکار هایی همرنگ خطـوط عــلو(ع.صالحی) و حسین ( پناهی) و ..!!!
به درد خویش میبالم و به درد نوشته هایم ایمان دارم!
پ ن ٢ : گاه نوشت های من چیزی نیستند جز غلیان احساسات و تفکرات من که گاها نچسب از کار
در آمده اند.. اگر جایی حرفی زده ام که به زعم بعضی ها تکراری تلقی میشود بر من خرده نگیرید!!
این منم!
اگر چـــــــــیزی جز اینان بنویسم کذب است و محال! نخواهید از من که از محسنی بنویسم که نیستم!
پ ن ٣ : اینروزها مثل همیشه جدول حل میکنم و داستانهایم را میپرورانم و موزیک میشنوم و روی
ملودی هایم ترانه مینویسم و ساز میزنم و میخوابم و .... دلتنگ میشوم!
پ ن ٤ : دو سوال :
بهترین پست سال تابوت کدام است؟
بهترین روش خودکشی ؟
○ ○ ○
پاییز فصل دشواریست
تو گمان نبر که جزای من این تنهاییست!
در کدام حکمه مردی را به جرم نگاه به سیب ممنوعه به دار می آویزند..
بی تویی بد مرگیست!!
پاییز فصل دشواریست
و دشوارتر از آن این درد تنهاییست..
درد چه در بهار ٬ چه در پاییز درد است!
چه از چپ بخوانی چه از راست
درد است..
○ ○ ○
پ ن ١ : ...
پ ن ٢ : چهاردهم آذر ماه تابوت دو ساله خواهد شد.. خواهم نوشت..
پ ن ٣ : " وقتی که می دانم ٬ لزومی به گفتن نیست! "..