|
بر سر بالین ٬ طبیب از نالهء من زار شد از برای صحت من آمد و بیمار شد !.. □ □ □ نمیلغزه لعنتی!! قلمم رو میگم.. نمیتونه مثل رقاصه های معابد نپال بلغزه تا شاید بتونه نمیلغزه لعنتی!! قلمم رو میگم.. سر ِ یاری نداره.. □ □ □ چند روز پیش بهش گفتم تا روزی که زنده ام دیگه مزاحمت نمیشم.. ... کاش می پرسید: تا کِی زنده ای؟! .....! .......! ........... کدوم احمق گفته مردها گریه نمیکنن؟! □ □ □ آگهی: میخوام دار و ندارم رو به دو قِرون و یک عباسی بفروشم و برم... برم تا اخترک ب۶١٢ .. برم تا هیچ جا... |
|
+به خاک سپرده شده در
جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 3:10 توسط محسن شیرالی |
|
|
قبرستان ایــمیل آرشیو ** پروفایل مدیر وبلاگ ** |